X
تبلیغات
رایتل

استفاده از شهروندان فلسطینی به عنوان سپرهای انسانی

گردآوری : حسن رنجبر

 

گروه اعزامی تحقیق ادعاهایی را دریافت کردند که در 2 منطقه در شمال غزه نظامیان اسرائیلی مردان فلسطینی را به عنوان سپرهای انسانی در طی عملیات جستجوهای خانگی استفاده می کردند این افراد مجبور می شدند جلوتر از سربازان و در یک مورد به جای آنان وارد خانه ها شوند. گروه 4 مورد را بررسی کرد یک حادثه در همسایگی اِزبَت عبدربو و دیگری در نزدیکی السلام که هر دو در شرق جبلیه و در نزدیکی مرزهای اسرائیل بودند و دو حادثه دیگر در حوالی الأسری در غرب بیت لحم اتفاق افتاد.

هیئت هر کدام از مناطق را بازدید و با شاهدان گفتگو کرد و در هر موردی اظهاراتی بیان شد که معتبر بودند.

پرونده مجدی عبدربو

مجدعبدربو در موقع حادثه 39 سال داشت پدر 5 بچه بین 16 ساله تا 14 ماهه بود او یک افسر آگاهی نیروهای فلسطینی بود که او را مردم به اسم ازبت عبدربو می شناختند چون در خیابان ازبت عبدربو زندگی می کرده خانه پدری اش هم نزدیک مسجد صلاح الدین در 500 متری خانه بود.

مجدعبدربو می گوید ساعت 30/9 صبح در 5 ژانویه 2009 بود که صدای کوبیدن در بیرونی آمد که با صدای بلند عربی می گفتند در را باز کنید وقتی که در را باز کرد یک مرد فلسطینی به عنوان سپر انسانی دست بند زده را جلویش دید که یک گروه 15 نفره سربازان او را همراهی می کردند که یکی از سربازان اسلحه اش را بر سر مرد گرفته بود او را به گوشه هل دادند 4 نفرشان اسلحه را به طرف مجد عبدربو گرفتند از او خواستند که لباسهایش را از تن خارج کند بعد بپوشد و بعد او را به داخل هل دادند.

سپس از عبدربو خواستند که بچه هایش را یکی یکی صدا کند تا لباسهایشان را از تن خارج و بعد بپوشند (پسران 16،8،9 ـ دختران 14 ساله،9 ماهه) و این عمل در مورد همسر و دختر 14 ساله اش نیز اجرا شد.

بعد او را مجبور کردند که پیاده در جلوی آنها به جستجوی خانه به خانه بپردازد در حالی که اسلحه را بر پشت سرش گذاشته بودند در موردخانه پشتی پرسیدند که گفت 4 سال است که خالی است و صاحبش برای کاربه سودان رفته است پتکی را به او دادند تا دیوار بین خانه را خراب کند بعد از روی پشت بام وارد خانه شدند سربازان متوجه حرکتهایی در خانه شدند شروع به تیراندازی و عقب نشینی به خانه مجد عبدربو شدند سربازان به سمت خیابان فرار کردند و عبدربو و مرد فلسطینی (سپرانسانی) را به مسجد کناری که در آن سربازان تجهیزات نظامی زیاد بود بردند و آنها را دست بند زدند.

سربازان از ساختمان مسجد و منبر امام به سمت خانه عبدربو خانه همسایه اش شلیک می کردند (نقض ماده 53 پ اول) عبدر بو فریاد زد که همسر و فرزندانش هنوز در خانه اند یکی از سربازان گفت که خفه شو که وگرنه به تو شلیکی می کنیم بعد از مدتی انفجار عظیمی صورت گرفت که عبدر بو نمی دانست عامل آن انفجار کیست. در این بین او را مجبور کردند در مسجد سوراخی را به سمت خانه همسایه اش باز کند همچنین درباره محل حماس و محل تونل ها مورد بازوجویی قرار گرفت موقعی که تیراندازی متوقف شد او را به خیابان نزدیک خانه اش بردند او دید که در خانه اش کاملا خسارت دیده و سربازان آن خانه را محاصره کرده اند و افسری هم با آنها صحبت می کند افسر با یک مترجم عربی به سمت عبدربو آمد و گفت که آنها مهاجمان را کشته اند و از او خواست که به داخل خانه اش برود و لباس و اسلحه های آنها برگردد. عبدر بود اعتراض کرد و می خواست درباره خانواده اش بداند که سالم هستند یا نه؟ افسر به او گفت که اگر می خواهد آنها را سالم ببیند باید این کار را انجام دهد که عبدر بو رد کرد و آنها او را با لگد و کتک کاری مجبور کردند که قبول کند به خانه همسایه برود او از طریق پشت بام وارد خانه همسایه شد با این ترس که مبادا مبارزان به او حمله کنند بنابراین فریاد زد که من یک فلسطینی ام و سربازان مرا مجبور کرده اند که ببینم شما زنده اید یا نه؟ او سه نفر مسلح که لباسهای نظامی و تیپ القسام را به تن داشتند دید به آنها درباره نگرانی اش درباره خانواده اش گفت و مردان مسلح به او گفتند برگردد و آنچه را دید به آنها بگو.

او برگشت و آنچه را دیده بود گفت سربازان باور نمی کردند در مورد اسلحه هایشان پرسیدند که ربو گفت کلاشینکف دارند گفتند اگر دروغ بگوید کشته می شود. او را به محل بازداشت در خانه همسایه بردند حدود 30/3 بعداز ظهر بود او را پیش افسر ارشد بردند و افسر به او گفت که آنها با شلیک 2 موشک و خمپاره آنها را کشته اند و عبدر بو باید به خانه برود و جنازه آنها را بیرون بیاورد که دوباره اعتراض کرد و با کتک و لگد مالی او را مجبور کردند که وارد خانه همسایه بشود او دوباره فریاد زد تا اگر مبارزان زنده اند او را هدف گیری نکنند دید که 2 نفرشان سالم اند و یکی به شدت از شانه زخمی است و خونریزی شدیدی دارد. آنها از عبدربو پرسیدند  بیرون چه خبر است که گفت سربازان همه جا را اشغال کرده اند و تعداد زیادی گروگان از جمله خانواده اش را در دست دارند.

مرد زخمی گفت که آنچه برای او اتفاق افتاده را عبدر بو به خانواده اش بگوید و یکی از سه نفر گفت به افسر ارشد بگوید که اگه مرده خودش بیاید داخل.

عبدربو برگشت و آنچه را که دیده بود را بازگو کرد و پیام آنها را به افسر ارشد رساند که سربازان به او حمله کردند. بعد افسر ارشد کارت شناسایی عبدربو را خواست و از او پرسید که آیا او با سران و سرویسهای آگاهی نیروهای فلسطینی کار می کرده است؟ که او تائید کرد. افسر پرسید آیا او با ابومازم بوده و یکی از شاخه های فتح بوده است که او گفت همین طور است.

سربازان یک بلندگو را با اجبار به عبدربو دادند تا به مبارازان بگوید که تسلیم شوند (نقض پیمان شکنی) و کمیته بین المللی صلیب سرخ حضور دارد و آنها می توانند دستهایشان را بالا نگه دارد که جوابی داده نشد. شب هنگام بود او را دست بند زدند و به خانه همسایه بردند 40 دقیقه بعد او صدای انفجار عظیمی را شنید سربازی آمد و گفت آنها خانه را بمباران کرده و او را مجبور کردند برای بار سوم به خانه برود و درباره مردان مسلح چک کند.

خانه عبدربو نیز مثل خانه همسایه خسارات زیادی دیده بود و نتوانست وارد خانه همسایه شود برگشت و درباره اینکه خانواده اش کجا هستند و اینکه آنها خانه اش را خراب کرده اند و به خاطر خسارات زیاد نتوانسته به خانه همسایه برود گفت او را دستبند زدند و به بازداشتگاه بردند تا این موقع به او هیچ آب و غذایی داده نشده بود و هوا هم خیلی سرد بود همه مردان و پسرانی که در بازداشتگاه بودند دست و پا بسته بودند. مجد عبدربو یک سردرد شدید داشت یکی از بازداشتی ها به سربازان گفت که عبدربو مریض است و احتیاج به پزشک دارد که سرباز گفت ساکت باشید وگرنه تیراندازی می کنم.

صبح حدود ساعت 7 عبدربو را به بیرون بردند به 2 نفر از مردان فلسطینی دوربین عکاسی دادند تا به داخل خانه بروند و از مبارزان عکس بگیرند آن رفتند و برگشتتند و عکس ها نشان می داد که 2 نفر کشته شده و یک نفر هنوز زنده است و اسلحه هم همراهش است که عبدربو هم عکس را تائید کرد و یک سرباز با بلندگو به مبارز فلسطینی هشدار داد که 15 دقیقه فرصت دارد تسلیم شود وگرنه آن با یک حمله هوایی ساختمان را خراب خواهند کرد. بعد از 15 دقیقه یک سرباز با یک سگ را به داخل فرستادند که با تیراندازی سگ به بیرون فرار کرد و مبارز هم کشته شد. حدود ساعت 30/10 صبح 9 ژانویه 2009 یک بلدوزر آمد و خانه مجد عبدربو و همسایه اش را با خاک یکسان کرد. پس از بازگشت به آن منطقه نزدیک ساعت 3 بعداز ظهر او همچنان که به گروه اعزامی می گوید جنازه 3 نفر مبارز را که در زیر سنگها خانه افتاده بودند را می بینند.

سربازان او را مجبور کردند در جستجوی خانه های دیگر آن خیابان (قدس) جلوی آنها حرکت کند ابتدا او را به داخل خانه می فرستادند سپس یک سگ را می فرستادند در طی جستجوی خانه ها او تلاش کرد آبی پیدا کند تا بنوشد چرا که 2 روز بود آبی نخورده بود هنگام شب او دیگر افراد را به خانه پسر عمویش بردند که در آنجا حدود 100 نفر مرد و کودک بین 15 سال تا 70 سال بودند.

زنان نیز در جای دیگر در بازداشت بودند هیچ کس در مورد خانواده عبدربو نمی دانست و این امر او را نگران می کرد. در ساعت 11 شب همه آنها در غرب جبلیه آزاد کردند. بعدها همسرش را پیدا کرد همسرش به او گفت که چند ساعت در خانه مانده و بعد با یک پرچم سفید به خانه همسایه فرار کرده است.

مجد عبدربو به گروه اعزامی گفت که او و خانواده اش دچار آسیب های روانی شده اند بر اثر آنچه برایشان اتفاق افتاد و همه اموال و خانه شان را از دست داده اند و نمی دانند چه کار کنند وبچه هایشان از بیماریهای روانی رنج می برند و افت تحصیلی دارند و با وجود گذشت 5 ماه از آن اتفاق هنوز عبدربو شب کابوس آن را می بیند.

گروه بیان (تاکید) می کند که بر اساس این گزارشات حداقل 3 نفر مرد فلسطینی به عنوان سپر انسانی توسط نیروهای اسرائیلی مجبور به جستجوی خانه ها شده اند. در یک گزارش روزنامه نگار آمده که با 8 نفر از اهالی محله ازبت عبدربو مصاحبه شده که آنها گواهی و شهادت می دهند که آنها مجبور شدند توسط نیروهای اسرائیلی که با آنها در جستجوی خانه ها همراهی کنند این 8 نفر می گویند که حدود 20 نفر اهالی محل نیز به عنوان اسکورت این سربازان را بین 5 تا 12 ژانویه همراهی کردند.

اظهارات انکاری توسط نیروهای نظامی اسرائیلی

در پاسخ به استفاده از مردان غیر نظامی به عنوان سپر انسانی در منطقه از بت عبدربو سخنگوی نیروهای اسرائیلی در یک گفتگو با روزنامه نگاری اظهار داشت: «ارتش اسرائیل یک ارتش اخلاقی است و سربازان آن بر اساس اخلاق و ارزشهای انسانی ارتش عمل می کنند و ما پیشنهاد کردیم یک بررسی از اظهارات عناصر فلسطینی انجام شود و نیروهای نظامی اسرائیل از جمعیت غیر نظامی در چهارچوب جنگ ابداً برای هر هدفی استفاده نمی کند مخصوصاً به عنوان سپر انسانی»

و به دنبال آن بررسی که توسط یک افسر نظامی که در آن منطقه بوده هیچ مدرکی  دال بر تائید موارد ذکر شده یافت نشده است. و هر کسی که سعی در متهم کردن ارتش اسرائیل کند می خواهد عقاید و ارزشهای ارتش اسرائیل را گمراه کننده نشان دهد در حالی که این ارتش بر طبق معیارهای اخلاقی و حقوق بین الملل عمل می کند.

یافته های حقیقی

گروه اعزامی از شاهدان معتبر و قابل اعتماد استفاده کرد که هیچ شکی در صحت گزارششان وجود ندارد. از آن جمله می گوید آقای مجدعبدربو این ماجرا را برای چند NGO و چند روزنامه نگار بیان کرده که تناقض خیلی کمی در گفته هایش وجود دارد که به نظر گروه برای شک کردن در صحت اظهارات مجد عبدر بو کافی نیست و این عادی است که برخی از عناصر یک ماجرا در چندین گزارش حذف شوند.

یکی از سربازان اسرائیلی سکوت را می شکند و درباره مجد عبدربو با یک NGO صحبت می کند و جزئیات بیشتری را شرح می دهد و اینکه شخصاً او را ملاقات کرده است و این اظهارات سربازان یکی از مواردی است که استفاده از مردان فلسطینی به عنوان سپر انسانی توسط نیروهای اسرائیلی را تائید می کند.

سرباز شهادت می داد که آنان از شیوه «طرز عمل همسایه» یا «Johnnie Procedure » استفاده
می کردند آنها به غیر نظامیان فلسطینی که به عنوان سپر انسانی استفاده می شدند
Johnnie می گفتند و به روش استفاده از سپر انسانی برای جستجوی خانه های «Johnnie Procedure » می گفتند.

گروه حقیقت یاب می گوید اگرچه این اظهارات جزئیات پرونده ها را بیان نمی کند ولی ادعاهای کلی در مورد استفاده از سپرهای انسانی توسط نیروهای اسرائیلی را تائید می کند.

در پایان حقایقی که جمع آوری کرده گروه می گوید این 4 نفر مجدعبدربو، عباس احمد ابراهیم حلوا و محمد عبدربو و AD/03 توسط نیروهای اسرائیل در خانه هایشان دستگیر شده اند و در طول عملیات جستجوی خانه ها با اجبار اسلحه به عنوان سپر انسانی به کار گرفته شده اند. و بیان می کند که همگی آنها در معرض رفتارهای ظالمانه و غیرانسانی و پست در طول دستگیری بوده اند.

یافته های حقوقی

مقررات متعددی از حقوق بین الملل بشر دوستانه ممنوع می کند عمل استفاده از مردان غیر نظامی دستگیر شده بوسیله نظامیان را در عملیات جستجوی خانه ها که به منظور دفع خطر سربازان نظامی مظنون کمین کرده و همچنین دام های مهلک صورت می گیرد.

این عمل همان استفاده از سپرهای انسانی غیر ارادی می شود و نقض آشکار ماده 28 کنوانسیون چهارم ژنو است که می گوید: «هیچ شخص مورد حمایتی نباید برای مصون داشتن برخی نقاط یا برخی نواحی از عملیات نظامی استفاده شود.»

همچنین بند 7 ماده 51 پروتکل الحاقی اول که می گوید «حضور یا نقل و انتقال سکنه یا افراد غیرنظامی نباید برای مصون ساختن نقاط یا مناطقی برای برابر عملیات نظامی و خصوصاً در تلاش برای محافظت از اهداف نظامی در برابر حمله یا محافظت، پشتیبانی یا ممانعت از عملیات نظامی مورد استفاده قرار گیرد. طرفهای مخاصمه نباید به منظور استتار هدفهای نظامی در برابر حمله یا پوشش دادن به عملیات نظامی دستور جابجایی سکنه یا افراد غیر نظامی را بدهند.»

همچنین ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی موضوع حقوق عرفی نیز می باشد و کمیته بین المللی صلیب سرخ آن را در قاعده 97 حقوق بین الملل بشر دوستانه عرفی بیان کرده است که بر این اساس هم در مخاصمات مسلحانه بین المللی و هم غیر بین المللی استفاده می شود.

و گروه حقیقت یاب تأکید می کند که نیروهای نظامی اسرائیل ماده 28 ک چهارم ژنو و همچنین حقوق بین الملل عرفی و نیز بند 2 ماده 51 پروتکل الحاقی اول را که می گوید غیرنظامیان نباید هدف حمله قرار گیرند را نقض کرده است. گروه همچنین می گوید رفتار اسرائیل در پرونده های گفته شده در مورد آزار جسمی و روحی افراد برای گرفتن اطلاعات از آنها نقض آشکار ماده 31 ک چهارم ژنو است که می گوید: «هیچگونه فشار جسمانی یا معنوی درباره اشخاص مورد حمایت من جمله به منظور تحصیل اطلاعات از آنان یا از اشخاص ثالث نمی توان وارد آورد.» کمیته بین المللی صلیب سرخ این چنین این ماده را تفسیر می کند که ممنوعیت اجبار و فشار هر هدف و دلیل را شامل می شود و بدست آوردن اطلاعات فقط برای مثال آورده شده است.

موضوع غیر نظامیانی که برای گرفتن اطلاعاتی درباره حماس، محل تونها و مبارزان فلسطینی توسط نیروهای اسرائیلی تهدید به مرگ و آسیب می شدند نیز نقض ماده 31 ک چهارم ژنو است. مجد عبدربو، محمد عبدربو و عباس احمد ابراهیم مدعی شده اند که همگی تهدید به اعدام شده اند مجد عبدربو گفته که با کتک و لگدمالی شدن مجبور به رفتن به خانه همسایه می شده است و محمد عبدربو الاجرمی موقعی که از دادن اطلاعات امتناع کرد از طبقه دوم به پائین پرتاب شد که منجر به شکستن چند دنده اش شد.

استفاده از شیوه «Johnnie Procedure » «طرز عمل جانی» نقض آشکار حقوق بنیادین انسانی
می باشد که شامل حق حیات موجود در ماده 6 اعلامیه جهانی حقوق بشر می شود و رفتار نیروهای اسرائیلی نقض آن بود. اضطراب و نگرانی که به غیر نظامیان دست می داد موقعی که چشم و دست بسته با اجبار به عنوان پیش فنگ وارد خانه ها می شدند که ممکن بود دامهای مهلک و مبارزان کمین کرده در آن باشند فقط می توان به عنوان اعمال غیر انسانی و بی رحمانه توصیف شود که توسط ماده 7 اعلامیه جهانی حقوق بشر منع شده اند. و این افراد همگی از آزادی و امنیت شان محروم شدند که این امر نیز نقض ماده 9 اعلامیه جهانی حقوق بشر در مورد ممنوعیت حبس یا تبعید خودسرانه افراد می باشد. گروه اعلام می کند استفاده عمدی از سپرهای انسانی نقض آشکار کنوانسیون چهارم ژنو است و همچنین استفاده از سپرهای انسانی را به عنوان یک جرم جنگی بر اساس بند 2 ماده 8 اساسنامه رم تلقی می کند.

در نهایت: گروه بیان می دارد که مجد عبدربو که با بلندگو به مردان به دام افتاده گفت که تسلیم شود دو ماموران صلیب سرخ در آنجا حضور دارند و آنها می توانند با سلامت دستهایشان را بر سربگذارند و تسلیم شوند نقض ماده 37 پروتکل الحاقی اول ک ژنو است که پیمان شکنی را ممنوع می کند. و در این زمان منطقه از بت عبدر بو یک منطقه نظامی بسته بود که هیچ کس حتی نیروهای صلیب سرخ هم اجازه ورود به آنجا را نداشتند پیمان شکنی در ماده 37 این چنین تعریف می شود: «اعمالی که باعث برانگیختن حس اعتماد یکی از افراد دشمن گردیده و وی را متقاعد سازد که طبق قواعد حقوق بین الملل قابل اعمال در مخاصمات مسلحانه، حق دارد از حمایت برخوردار شود یا موظف است حمایت خود را اعطا نماید و منظور این باشد که به این حس اعتماد خیانت شود نیرنگ محسوب می گردد.» همچنین اعمالی که در نتیجه مرگ یا صدمه شدید جسمی منجر به پیمان شکنی می شوند بر اساس بند 2 ماده 8 اساسنامه رم جرم بین المللی نیز محسوب می گردند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آقای استفان بوچی دبلو(افسر دیپلمات کمیته بین المللی صلیب سرخ)

 

چکیده

این مقاله مسائل حقوقی در ارتباط با سپر های انسانی را بررسی میکند، نویسنده بحث رادر ارتباط با ماهیت کلی ممنوعیت سپرهای انسانی آغاز کرده ودر ادامه به احتیاط هایی که طرف مورد حمله باید در این رابطه رعایت کند می پردازد تخطی از ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی توسط طرف مورد حمله یک عمل توجیه پذیر نیست و طرف مورد حمله را از تعهداتش بری نمی کند، زیرا سپرهای انسانی غیر نظامی محسوب می شوند و اهداف مشروع برای حمله محسوب نمی شوند حتی جایی که آنها به صورت داوطلبانه اقدام میکنند زیرا آنها به صورت مستقیم در عملیات شرکت نمی کنند و دولت مهاجم باید احتیاتهای لازم را انجام دهد و اصل تناسب باید به شیوه کلاسیک  حتی در مورد سپرهای انسانی هم اعمال شود.

 

1-سپرهای انسانی اجباری

درطول عملیات آزادسازی عراق درسال 2003 نیروهای عراقی مخصوصا فدائیان شبه نظامی نه تنها درجاهایی که جمعیت غیر نظامی حضور داشتند مخفی می شدند بلکه با اجبار از شهروندان به عنوان پناهگاههای فیزیکی استفاده می کردند. در سال 1991 در جنگ خلیج فارس  عراق علنا قصدش را از استفاده ازاسیران جنگی به عنوان سپر انسانی، دفاع کردن از حملات متقابل به مکانهای استراتژیک دانست ،گروگانها را نزدیک سدها ، پالایشگاه های نفت قرار میداد تا از این مکانها محافظت کند.

 

2- سپرهای انسانی داوطلبانه

نمونه آن غیر نظامیان فلسطینی که رهبرشان یاسر عرفات را در رام الله در سال2003 محاصره کرده بودند تااز حملات اسرائیلیها ممانعت کنند،یا نگهداشتن نیروهای حافظ صلح با میل باطنی آنها در محل هوایی ناتو که در قضیه  "کارادژیچ و ملادیچ" بیان شده است.

علاوه بر این ها در درگیریهای دیگر درسایر کشورها مانند افغانستان،چچن،اسراییل با فلسطین نیز شاهد این پدیده سپر انسانی هستیم.

 

قلمرو و دایره شمول ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی

اصطلاح "سپر انسانی" به این معنی است که یک شخص غیر نظامی در مقابل یک هدف نظامی قرار گیرد تا به خاطر وضعیت غیرنظامیش دشمن را از حمله کرد به آن هدف نظامی باز دارد.  ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی درتعدادی از مقررات کنوانسیونهای ژنو تصریح شده است ازجمله بند7 ماده 51 پروتکل الحاقی اول که میگوید:"حضور یا نقل وانتقال سکنه یا افراد غیر نظامی نباید برای مصون ساختن نقاط یا مناطقی دربرابر عملیات نظامی وخصوصا در تلاش برای محافظت از اهداف نظامی در برابر حمله یامحافظت،پشتیبانی یاممانعت از عملیات نظامی مورد استفاده قرار گیرد. ... "

علی رغم اینکه در کنوانسیونهای سوم وچهارم ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی محدود به زندانیان و اسیران جنگی می شود ولی بند 7 ماده 51 پروتکل اول جمعیت غیر نظامی را کلا در بر میگیرد.

بند 2 ماده 8 اساسنامه دیوان کیفری بین المللی استفاده از اشخاص غیر نظامی به عنوان سپر انسانی در مخاصمات مسلحانه بین المللی را به عنوان یک "جنایت جنگی" طبقه بندی کرده است.

درمورد ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی در مخاصمات مسلحانه داخلی مقررات معاهده ای صریحی وجود ندارد. بند 2 ماده 5 پروتکل دوم دراین زمینه اشاراتی دارد.همچنین ماده 19 کنوانسیون سوم  ژنو میگوید:"اسیران جنگی را نباید در زمانی که منتظر تخلیه از منطقه جنگند بی جهت در معرض خطر قرار داد." علاوه بر اینها بند1 ماده 13پروتکل دوم در مورد ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی می گوید:"جمعیت غیر نظامی و شهروندان عادی باید از حمایتهای کلی نسبت به خطرات ناشی از عملیات نظامی برخوردار شوند."به هرحال حقوق عرفی است که به بهترین وجه میتواند به مساله ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی در مخاصمات مسلحانه داخلی بپردازد.

به هر حال سپرهای انسانی گاهی به جای "گروگانگیری" به کار میرود که حقوق بین الملل عرفی و همچنین بند2 ماده 4 پروتکل دوم به آن اشاره داردوآن را ممنوع کرده است.

نکته دیگر اینکه هیچ مقررات بین المللی وجود ندارد که استفاده از سپرهای انسانی را در خارج از وضعیت مخاصمات مسلحانه ممنوع کرده باشد.

 

وضعیت قانونی یک سپر انسانی

مشخص کردن وضعیت قانونی یک سپر انسانی این است که ما مشخص کنیم  آن شخص یک نظامی است یا غیر نظامی،که هر کدام نتایج مشخصی را دارد.

1- اولین نتیجه در ارتباط با رفتار خصمانه است که:برای اعمال اصول اساسی مشخص فقط اهداف نظامی می توانند مورد حمله قرار گیرند غیر نظامیان تحت هیچ شرایطی نباید مورد حمله قرار گیرند به این علت که آنها به طور مستقیم در درگیریها شرکت نمی کنند، اگر سپر انسانی مشخص شود که یک نظامی است به یک هدف مشروع حمله تبدیل میشود.

2- نتیجه دومی که از این امر حاصل می شود در ارتباط با اختیار بازداشت است:در مورد یک نظامی که به دست دشمن می افتد دشمن می تواندبه خاطر وضعیت نظامی اش آن شخص را برای مدتی که درگیری طول میکشد بازداشت کند بدون اینکه نیاز به ارائه دلیل برای بازداشت داشته باشد،ولی اگر سپر انسانی یک غیر نظامی باشد نیاز به ارائه دلیل برای بازداشت وی داردو ضمانت هایی باید داده شود واعمال گردد.

3-نهایتا یک نظامی نباید در مورد این حقیقت ساده که چرا در جنگ شرکت کرده مورد بازخواست وتعقیب قرار گیرد،چراکه این عمل قانونی جنگی است که او اجرا کرده است.در مقابل یک غیرنظامی نه تنهابه این خاطر که به طور مستقیم در جنگ شرکت کرده است می تواند مورد بازخواست وتعقیب قرار گیرد بلکه همچنین به چه دلایلی او در درگیریها شرکت کرده است.

 

دشواری بررسی اینکه اعمال سپرهای انسانی به مثابه شرکت کردن مستقیم در جنگ است.

 دراین زمینه بعضی معتقدند که اعمال سپرهای انسانی به این خاطر که عمدا سعی می کنند تااهداف نظامی رااز یک حمله دور سازند واقعا به مثابه شرکت کردن مستقیم در جنگ است و ادامه میدهند به این خاطر آنها حمایتهایشان رابه عنوان غیر نظامی از دست میدهند، بعض دیگر این عقیده را رد کرده اند.

 صرف نظر از این دیدگاهها اعمال خصومت آمیز ضرورتا استفاده از سلاحها یا شرکت مستقیم در جنگ راشامل نمی شود حملات شامل هم حمله وهم دفاع می شود. بر این اساس این امکان وجود دارد افرادی را که به صورت غیر مسلح خودشان را درمقابل اهداف مشروع حمله قرارمیدهند تا از آن دفاع کنند ودشمن رااز حمله باز دارند را به مثابه شرکت مستقیم در جنگ بدانیم.

به هرحال اعمال خصومت آمیز میتواند تعریف شود به عنوان اعمالی که براساس ماهیتشان قصد وهدفشان این است که آسیب واقعی به نیروها وتجهیزات دشمن برسانند اگر ما این تعریف را بپذیریم اعمال سپرهای انسانی ارادی این هدف راانجام نمی دهندو به نیروهای دشمن آسیب و ضربه نمی رسانند وصرفا با رفتار های انفعالی وتاثیر پذیر خود از نیروها وآلات نظامی نیروهای خود حمایت می کنند.

افرادی هم میتوانند بگویند سپرهای انسانی به صورت غیر مستقیم به دشمن ضربه میزنند زیرا با حمایت کردن از سخت افزار ها ونیروهای نظامی شان از آنها محافظت کرده وآنها راقادر میسازند به دشمن ضربه بزنند .

نویسنده نهایتا معتقد است که اعمال سپرهای نظامی به آسانی نمی تواند منطبق با شرکت مستقیم در جنگ باشد ونکته کلی سپرهای انسانی وضعیت غیر نظامی شان است که آنها را غیرقابل حمله میسازد واگر آنها به صورت مستقیم در جنگ شرکت کنند خودشان به یک هدف مشروع حمله تبدیل میشوند .

 

تعهدات مهاجمین در برابر سپرهای انسانی واقدامات احتیاطی (ماده 57 پروتکل الحاقی اول)

هیچ یک از موارد نقض ممنوعیتها (ممنوعیت استفاده از سپرهای انسانی ) موجب نفی تعهدات حقوقی طرفهای مخاصمه نسبت به سکنه وافراد غیر نظامی نخواهد شد (بند 8 ماده 51 پروتکل الحاقی اول).

طرفهای مخاصمه تعهد پایدار وهمیشگی دارند که از حمله به غیر نظامیان چشم پوشی کنند اما این به این معنی نیست که در تمام موارد باید از حمله به اهداف غیر نظامی که توسط سپرهای انسانی محافظت میشوند خودداری کنند.

موقعی که یک افسر نظامی میخواهد بداند که آیا او میتواند به یک چنین هدف نظامی حمله کند یا نه؟ او باید دلایلی را داشته باشد که در مورد هریک از اهداف نظامی مشروع حمله میزان خسارتهای وارد بر غیر نظامیان وهمچنین مزایای نظامی  را برآورد کرده باشد وامر تفکیک راباید لحاظ کرده باشد. یک حمله فقط زمانی میتواند صورت گیرد که میزان خسارتهای بالقوه وارده بر غیرنظامیان کمتر از مزایای نظامی مشخص باشد.

باوجود همه اینها حضور سپرهای انسانی اصولا از یک حمله جلوگیری نمیکند و حتی گاهی اقدام به حمله باوجود اینکه زیر فشارهای رسانه ای وسیاسی بوده باز صورت گرفته است.

متخاصمین باید هر اقدامی را که امکان پذیر باشد رابه عمل آورند تا مشخص شود که غیر نظامیان واموال غیر نظامی ونیز اهداف نظامی که تحت حمایت خاص قرار دارند مانند کارکنان بیمارستانهای نظامی ،واحدهای پزشکی هدف حمله قرار نگیرند.

کلیه احتیاطهای ممکن را در انتخاب وسایل وشیوه های حمله به عمل آورند تادرهنگام حمله از خسارتهای جانی به غیر نظامیان ،مجروح شدن غیرنظامیان ونیز آسیب رساندن به اموال غیر نظامی اجتناب نموده ویا آن را به حداقل برسانند.

هنگامی که امکان انتخاب بین چند هدف نظامی برای دستیابی به مزیت نظامی یکسان وجود داشته باشد هدفی انتخاب خواهد شد  که انتظار میرود حمله به آن موجب کمترین خطر برای جان غیر نظامیان واموال خواهد شد.

 

نتیجه گیری

به نظر میرسد که هیچ دلیلی وجود ندارد که ما تمایزی بین سپرهای انسانی داوطلبانه واجباری قایل بشیم. چرا که برخلاف آنچه که بعضی مدعی شده اند هیچ نتایج حقوقی را در پی نداشته است. وحقوق جدید هیچ نیاز واقعی به تعیین وضعیت سپرهای انسانی ندارد وهمه موارد این سپرها تحت حمایت حقوق بین الملل بشردوستانه قرار میگیرد. چالش بزرگی که حقوق بین الملل بشردوستانه با آن مواجه است تفسیر درست از اصل "تناسب" وهمچنین موضوع "شرکت مستقیم در مخاصمات" میباشد که مسایل متعددی را منجر شده است.